درباره وبلاگ


گروه کوهنوردی آریا به عنوان اولین گروه رسمی هیئت کوهنـوردی بندرانزلی در راستـای توسعـه و ترویج این ورزش و جذب و تشویق افراد مخصوصا جوانان در استفاده کاملتر از طبیعت درجهت متعالی نمودن جسم و روح خـود درسال 1380 فعالیت خود را آغـاز نمود و از آن تاریـخ تاکنـون پس از پشت سر گذاشتن مشکلات بیشماری علیرغـم جمعیت کم شهرستـان و فقدان کـوه و توجه گسترده عمومـی به بسیاری از رشته هـای ورزشی مخصوصا شنا و فوتبال توانسته حضوری قابل قبول در عرصه کوهنوردی کشور داشته باشد و ....

مدیر وبلاگ : h k
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گروه کوهنوردی آریا بندر انزلی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 12 فروردین 1390 :: نویسنده : h k
با توجه به اینکه علاقمندان به رشته کوهنوردی  به نوعی از مدافعان و محافظان طبیعت به شمار می آیند لازم دیدم مطلب فوق  عینا به نوشته خانم مریم خباز از جام جم آنلاین خدمت همنوردان  و سایر علاقمندان مجددا همانند سال قبل ارائه گردد.
جام جم آنلاین: گفته می‌شود روند تخریب طبیعت در روز 13 فروردین در برخی استان‌ها 10 برابر می‌شود. خسته و كلافه از كار یا دمغ از كش آمدن‌ها و خمیازه كشیدن‌های روزهای بی‌پایان تعطیلات نوروز می‌زنی به دل طبیعت با بار و بنه‌ای شبیه به كوله‌بار سفر قندهار. از صبح زود می‌رانی و طبیعت تازه متولد شده را بو می‌كشی. شر شر آب از دل كوه، كش و قوس‌های پرنده‌ها در هوا، میل مورچه‌ها برای جمع كردن دانه، همه را می‌بینی و بهار را به عمق جانت می‌فرستی.

 

 

آفتاب هم دیگر بالا آمده است درست در ستیغ كوه، جاده هنوز خلوت است، مثل این‌كه این‌بار سیل جمعیت را پشت‌سر گذاشته‌ای و از خیلی‌ها جلو افتاده‌ای. حالا باید یك جای دنج پیدا كرد؛ جایی برای خودت و خانواده‌ات، درست در دل دشت یا كنار رودخانه یا در بلندای یك كوه.

جای نشستن كه پیدا شود و از نزدیك بودن شیر آب و دستشویی هم كه مطمئن شوی دیگر وقت خوردن صبحانه با چای ذغالی است. چوب خشك پیدا كردن كه شیرینی امروز است، حتی اگر لازم باشد خودت با چند نفر دیگر كه زورشان بیشتر است به شاخه‌های بلند درختان آویزان شوی. صدای شكستن شاخه‌ها كه بلند شود خیالت از آتش صبحانه و ناهار هم راحت می‌شود. در چشم برهم‌زدنی صبحانه تمام می‌شود. حالا باید ظرف‌ها را شست، بدون پودر و مایع شوینده هم كه نمی‌شود. پس آب كف‌آلود ظرف‌ها را می‌ریزی توی نهر آب. آن طرف‌تر همه دارند آجیل می‌خورند و پوستش را پرت می‌كنند، یكی هم به زور پوست تخمه را روی دوش مورچه‌ای می‌گذارد و فكر می‌كند دارد زحمتش را كم می‌كند.

زن‌ها حالا دست به كار برای تهیه ناهار شده‌اند، خیلی زود سالاد آماده می‌شود و پوست خیار و گوجه و پیاز كنار آتش ریخته می‌شود، دوغ و نوشابه هم كه دیگر خنك شده است و چند دهان وامانده از گرسنگی می‌خواهد كه كارشان را تمام كنند. شكم‌ها كه انباشته شد دوباره ظرف‌ها جمع و باقیمانده‌های غذا در گوشه‌ای تلنبار می‌شود و آب كف‌آلود ظرف‌ها به حلقوم آب می‌رود. بعد از كمی خواب همه هوس خوردن هندوانه می‌كنند و در چشم برهم‌زدنی از آن چند هندوانه بزرگ فقط كمی پوست می‌ماند كه پیشنهاد می‌شود برای رضای خدا سهم كلاغ‌های آن اطراف شود و زیر یكی از آن درخت‌های كهنسال رها شود.

حالا دیگر بازی بچه‌ها و تاب خوردنشان بر گردن شاخه‌ای ستبر هم تمام شده، پس وقت رفتن است تا همه با نیرویی تازه از فردا سیصد و چند روز باقیمانده سال را زندگی كنند، مخصوصا كه برخلاف موقع آمدن حالا دیگر كوله‌بارها هم سبك شده است و بطری‌های سنگین و جاگیر دوغ و نوشابه، كیسه‌های آجیل و سبد‌های میوه هم نقشی بر طبیعت شده‌اند و راحت‌تر می‌شود به خانه برگشت.

تقریبا بیشتر مردم ایران چنین شروع و پایانی را برای سیزدهمین روز از فروردین رقم می‌زنند تا روز طبیعت تنها در حد یك شعار خلاصه شود و تخریبگر بودن مردم و بی‌اعتنایی‌شان به محیط زیست دست‌كم به خودشان ثابت شود. رها كردن زباله در طبیعت، چه رودخانه، چه كوه چه جنگل یا حتی در پارك‌هایی كه نام ملی را یدك می‌كشند سال‌هاست به عادتی مشمئزكننده تبدیل شده؛ عادتی كه تقریبا هیچ كسی را نگران نمی‌كند و عمق نابودگری آن كسی را نمی‌ترساند.

نكته: تقریبا بیشتر مردم ایران چنین شروع و پایانی را برای سیزدهمین روز از فروردین رقم می‌زنند تا روز طبیعت تنها در حد یك شعار خلاصه شود

آتش روشن كردن در طبیعت و خود را موظف به خاموش كردن آن ندانستن، شكستن شاخه‌های جوانه زده درختان، پهن كردن بساط اقامت روی سبزه‌های تازه روییده یا كندن گل‌های وحشی و گاهی كمیاب دشت‌ها و كوه‌ها! حالا جزئی از سنت سیزده‌بدر شده است تا دست‌كم برای ناظران داخلی دوستدار طبیعت ثابت شود ملتی كه از دیرباز با پیروی از اجداد باستانی انسان روز 13 فروردین را روز انس با طبیعت می‌دانستند اكنون به دشمنان آن تبدیل شده‌اند.

غم‌انگیز است وقتی مسوولان 2 سال پیش آمار دادند كه حجم زباله‌های رها شده در طبیعت آن هم فقط در مناطق حفاظت شده تهران در روز 13 فروردین 6 تن بوده است یا وقتی مدیركل حفاظت از محیط زیست استان گلستان اعلام می‌كند میزان تخریب، خسارت و آلودگی محیط زیست در این روز حداقل 10 برابر می‌شود.

حالا وقتی این اعداد را با این آمار كه هزینه سالانه جمع‌آوری زباله‌ها فقط در تهران 200 میلیارد تومان است جمع كنیم یعنی زباله‌هایی كه بیشترش درست مدیریت نمی‌شود و شیرابه‌هایش به عمق آب‌های زیرزمینی نفوذ می‌كند و پشته‌هایی زشت و پرمیكروب می‌سازد شاید میزان تخریبگری‌مان بیشتر به چشم بیاید.

طبیعت فراموش شده

مسوولان شهرداری سال گذشته اعلام كردند: 10 هزار و 500 تن زباله‌تر و خشك در روز طبیعت از سوی شهروندان تولید شده است.

این در حالی است كه در تقویم رسمی كشور سیزده بدر روز طبیعت نامگذاری شده است، اما اگر روز چهاردهم فروردین سری به پارك‌ها و یا فضای سبز اطراف شهر‌ها بزنید متوجه می‌شوید كه سیزدهم فروردین هر روزی می‌تواند باشد جز طبیعت. مردمی كه از صبح از خانه بیرون آمده‌اند آنقدر زباله و آشغال از خودشان در طبیعت به جا گذاشته‌اند و همه جا را كثیف كرده‌اند كه باور كردنی نیست. در سال‌های اخیر انجمن‌های حمایت از محیط زیست برای رفع این مشكل اقداماتی كرده‌اند اما هنوز راه به جایی نبرده اند.

ایرانیان باستان به طبیعت احترام زیادی می‌گذاشتند اما افسوس كه دیگر خبری از آن همه احترام و ارزش زیاد ایرانیان نسبت به طبیعت زیبای اطراف خودشان نیست. دیگر خبری ازاحترام به درختان، رودخانه‌ها، دریاها، كوه‌ها و دشت‌ها و حیوانات زبان بسته نیست. ایرانیان باستان، مردمانی بودند كه آنقدر طبیعت را دوست می‌داشتند كه حاضرنبودند كوچك‌ترین لطمه‌ای به آن وارد كنند.

مردمانی كه هیچ‌گاه آب‌های چه روان و چه راكد را آلوده نمی‌كردند، شاخه‌های نهال‌های نورسیده را برای تفریح و آتش زدن، بی‌رحمانه نمی‌شكستند. حیوانات این سرزمین را به بهانه‌های مختلف از جمله سیر كردن شكم‌هایشان، آزار و اذیت نمی‌كردندو نمی‌كشتند، تفریح‌های مسخره نمی‌كردند؛ اعمالی كه سال‌های اخیر شاهد بروز آنها هستیم. در همه كشورهای دنیا، مردم برای لذت بردن از ساحل دریاها، مسافت‌های زیادی راه می‌پیمایند، در ایران ما هم به جای لذت بردن ازساحل زیبای دریا، باید زباله‌ها را كنار زد تا راهی بسوی آب دریا باز كرد.

شایسته است توجه بیشتری به طبیعت اطرافمان بیندازیم. طبیعتی كه فقط به ما تعلق ندارد و سرمایه‌ای برای امروز و فردای ماست.

شاید مشكل از برنامه‌ریزان و محافظان طبیعتمان باشد كه طرح توزیع كیسه‌های زباله به مسافران را زیاد جدی نمی‌گیرند، شاید اشكال از كمبود یا نبود سطل‌های زباله در تفرجگاه‌ها باشد، شاید هم نبود نظارت درست بر مردم و زیر ذره‌بین نگرفتن كارهایشان یا جدی نگرفتن آموزش‌های زیست‌محیطی به آنها اشكال كار است، اما اگر همه این موضوعات درست باشد باز هم انگشت اتهام را باید به سمت مردم نشانه رفت، چون اگر ملتی باور كنند كه آنها جزئی از طبیعت و طبیعت جزئی از وجود آنهاست حتی اگر سطل یا كیسه‌ای برای جمع كردن زباله‌ها نباشد یا مامور و دوربینی در كار نباشد باز هم می‌دانند و باور دارند كه حفظ طبیعت چیزی جز وظیفه ذاتی یك شهروند نیست.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.